طلای سرخ زاگرس؛ جایگزینِ مزارعِ تشنه در چهارمحال و بختیاری
در دل کوهپایههای زاگرس، جایی که سالهاست مزارعِ تشنه و پرآب، دغدغهٔ همیشگی کشاورزان بوده، حالا «گلِ سرخ» از دلِ خاکِ سرد بیرون آمده است. زعفران، این گیاه کمتوقع، در میان بحرانِ آب و مهاجرتِ نیروی کار، پایههایِ تحولی در الگوی کشتِ چهارمحال و بختیاری را میریزد.
مهمترین چالشی که بر سرِ راهِ کشاورزان استان قرار دارد، عدم قطعیت در تأمین نیروی کار فصلی است. زعفران، برخلاف بسیاری از محصولات صنعتی، محصولی است که در بازهی زمانیِ بسیار کوتاهی باید چیده و هر چه سریعتر فرآوری شود. هر تأخیری در این بازه، به معنای افتِ کیفیتِ گل و در نهایت کاهشِ عیارِ محصول است. اما یافتنِ کارگرِ کافی برای این کارِ ظریف و وقتگیر، در روزگاری که تمایلِ روستاییان به مهاجرت به شهرها بیشتر شده، به یک معضلِ جدی برای زعفرانکارانِ استان تبدیل شده است.
بهای بالای نیروی کار دستی و کمبودِ نیروی متخصص برای این کار، باعث میشود که بخشی از حاشیهی سودِ پایداری که کشاورز انتظار دارد، در همین مرحلهی حساس متوقف شود.اگر چالشِ تأمین کارگر را «گلوگاهِ تولید» بدانیم، بازار فروش بدونشک «سرنوشتسازترین» بخشِ این زنجیره است. در حالی که استانهای خراسان با دههها تجربه، زنجیرهی کاملِ از مزرعه تا صادرات را ساختهاند، زعفران چهارمحال و بختیاری هنوز در ابتدای این راه قرار دارد.
علاوه بر بازارِ داخلی، هویت و برندِ جغرافیایی نیز به مقولهای حیاتی تبدیل شده است. زعفرانِ تولیدیِ استان، از نظر کیفیت و عیار، توانِ رقابت با نمونههای صادراتی را دارد، اما نبودِ برندِ ثبتشده، بستهبندیِ مدرن و نشانِ جغرافیای باعث میشود که این محصول یا با قیمتِ پایهی جهانی فروخته شود یا حتی در بازار داخلی با نامِ سایر استانها عرضه شود. این موضوع، ارزشِ افزودهی حاصل از زحمتِ کشاورزِ بختیاری را از استان خارج میکند و تهدیدی جدی برای تداومِ این رونق است.
نظر دهید